صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 874

غزل شمارهٔ 874

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ندهمیشود

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود
آزاد سرو بین که چه سان بنده می‌شود
22
پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین
کز روح و علم و عشق چه آکنده می‌شود
33
آن حلق و آن دهان که دریده‌ست در لحد
چون عندلیب مست چه گوینده می‌شود
44
آن جان به شیشه‌ای که ز سوزن همی‌گریخت
جان را به تیغ عشق فروشنده می‌شود
55
بسیار دیده‌ای که بجوشد ز سنگ آب
از شهد شیر بین که چه جوشنده می‌شود
66
امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج
کز وی هزار قافله فرخنده می‌شود
77
امروز غوره بین که شکر بست از نشاط
امروز شوره بین که چه روینده می‌شود
88
می‌خند ای زمین که بزادی خلیفه‌ای
کز وی کلوخ و سنگ تو جنبنده می‌شود
99
غم مرد و گریه رفت بقا‌ی من و تو باد
هر جا که گریه‌ای‌ست کنون خنده می‌شود
1010
آن گلشنی شکفت که از فر بوی او
بی داس و تیش خار تو برکنده می‌شود
1111
پاینده گشت خضر که آب حیات دید
پاینده گشت و دید که پاینده می‌شود
1212
پاینده عمر باد روان لطیف ما
جان را بقاست تن چو قبا ژنده می‌شود
1313
خاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکر
زیرا شکر به گفت پراکنده می‌شود
1414
من خامشم ولیک ز هیهای طوطیان
هم نیشکر ز لطف خروشنده می‌شود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود

شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 873

اگلی نظم

گر عید وصل تست منم خود غلام عید

بهر تست خدمت و سجده و سلام عید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 875

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00