رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 795غزل شمارهٔ 795شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اییبرسدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسدسوی زنگی شب از روم لوایی برسد22نقل کریںبه برهنه شده عشق قبایی بدهندوز شکرخانه آن دوست نوایی برسد33نقل کریںاین همه کاسه زرین ز بر خوان فلکبهر آنست که یک روز صلایی برسد44نقل کریںبره و خوشه گردون ز برای خورش استتا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد55نقل کریںعاشقان را که جز این عشق غذایی دگرستکاسه کدیه ایشان به ابایی برسد66نقل کریںنوخرانی که رهیدند ز بازار کهنکهنه کاسد ایشان به بهایی برسد77نقل کریںمه پرستان که ستاره همه شب میشمرندآخر این کوشش و اومید به جایی برسد88نقل کریںرو ترش کرده چو ابری که ببارید جفااز وفا رست جفا هم به وفایی برسد99نقل کریںآنک دانست یقین مادر گلها خارستهمچو گل خندد چون خار جفایی برسد1010نقل کریںخضری گرد جهان لاف زد از آب حیاتتا به گوش دل ما طبل بقایی برسد1111نقل کریںگر ز یاران گل آلود بریدی مگریچون ز گل دور شود آب صفایی برسد1212نقل کریںدل خود زین دودلان سرد کن و پاک بشویدل خم شسته شود چون به سقایی برسد1313نقل کریںناسزا گفتن از آن دلبر شیرین عجبستناسزا گفت که تا جان به سزایی برسد1414نقل کریںیار چون سنگ دلان خانه ما را بشکستتا که هر خانه شکسته به سرایی برسد1515نقل کریںدوش در خواب بدیدم صلاح الدین راگسترد سایه دولت چو همایی برسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر کی از حلقه ما جای دگر بگریزدهمچنان باشد کز سمع و بصر بگریزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 794اگلی نظموای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی نرسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 796◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکی بود کی که ز خوان تو صلایی برسدوز نوال تو نوایی به گدایی برسدجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر کی از حلقه ما جای دگر بگریزدهمچنان باشد کز سمع و بصر بگریزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 794
اگلی نظموای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی نرسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 796
کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسدوز نوال تو نوایی به گدایی برسدجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166