رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 454غزل شمارهٔ 454شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اننرفتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفتوآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت22نقل کریںجان چست شد که تا بپرد وین تنِ گرانهم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت33نقل کریںجان میزبانِ تن شد در خانه گِلینتن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت44نقل کریںدر وحشتی بماند که تن را گمان نبودجان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت55نقل کریںپایان فراق بین که جهان آمد این جهاناندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟66نقل کریںمرگت گلو بگیرد، تو خیرهسر شویگویی رسول نامد وین را بیان نرفت77نقل کریںدر هر دهان که آب از آزادیم گشاددر گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشتشمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 453اگلی نظمآن روح را که عشق حقیقی شعار نیستنابوده به که بودن او غیر عار نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 455◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشتشمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 453
اگلی نظمآن روح را که عشق حقیقی شعار نیستنابوده به که بودن او غیر عار نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 455