رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 453غزل شمارهٔ 453شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نینداشتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشتشمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت2نقل کریںشب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بوددر حبس بود این دل و دل دادنی نداشت3نقل کریںای آنک ایمنست جهان در پناه تومه نیز بیلقای تو شب ایمنی نداشت4نقل کریںکبر و منیِ خلق حجاب تو میشوددر سایه بود از تو کسی کو منی نداشت5نقل کریںدل در کف تو از تو ولیکن ز شرم توسیمابوار بر کف تو ساکنی نداشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقی و سردهی ز لب یارم آرزوستبدمستی ز نرگس خمارم آرزوسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 452اگلی نظمجان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفتوآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 454آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمجان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفتوآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 454