رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 759غزل شمارهٔ 759شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: ایتوداردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد2نقل کریںسر من مست جمالت دل من دام خیالتگهر دیده نثار کف دریای تو دارد3نقل کریںز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردمکه خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد4نقل کریںغلطم گرچه خیالت به خیالات نماندهمه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد5نقل کریںگل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلتکه گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد6نقل کریںسر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعرکه خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد7نقل کریںجگر و جان عزیزان چو رخ زهره فروزانهمه چون ماه گدازان که تمنای تو دارد8نقل کریںدل من تابه حلوا ز بر آتش سودااگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو دارد9نقل کریںهله چون دوست بُدَستی همه جا جای نشستیخنک آن بیخبری کو خبر از جای تو دارد10نقل کریںاگرم در نگشایی ز ره بام درآیمکه زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد11نقل کریںبه دو صد بام برآیم به دو صد دام درآیمچه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد12نقل کریںخمش ای عاشق مجنون بمگو شعر و بخور خونکه جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد13نقل کریںسوی تبریز شو ای دل بر شمس الحق مفضلچو خیالش به تو آید که تقاضای تو دارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل من کار تو دارد گل و گلنار تو داردچه نکوبخت درختی که بر و بار تو داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 758اگلی نظمخنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 760آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرحسین رستگارآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل من کار تو دارد گل و گلنار تو داردچه نکوبخت درختی که بر و بار تو داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 758
اگلی نظمخنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 760