رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1788غزل شمارهٔ 1788شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ونہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب، هانیه سلیمیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنوننک کش کشانت می برند انا الیه راجعون22نقل کریںتا کی زنی بر خانهها تو قفل با دندانههاتا چند چینی دانهها، دام اجل کردت زبون33نقل کریںشد اسب و زین نقره گین، بر مرکب چوبین نشینزین بر جنازه نِه ببین دستان این دنیای دون44نقل کریںبرکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفنبیرون شو از باغ و چمن ساکن شو اندر خاک و خون55نقل کریںدزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدیدستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آنها کنون66نقل کریںای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخفرزند و اهل و خانهات از خانه کردندت برون77نقل کریںکو عشرت شبهای تو کو شکرین لبهای توکو آن نفس کز زیرکی بر ماه می خواندی فسون88نقل کریںکو صرفه و استیزهات بر نان و بر نان ریزهاتکو طوق و کو آویزهات ای در شکافی سرنگون99نقل کریںکو آن فضولیهای تو کو آن ملولیهای توکو آن نغولیهای تو در فعل و مکر ای ذوفنون1010نقل کریںاین باغ من آن خان من این آن من آن آن منای هر منت هفتاد من اکنون کهی از تو فزون1111نقل کریںکو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدنکو حملهها و مشت تو وان سرخ گشتن از جنون1212نقل کریںهرگز شبی تا روز تو در توبه و در سوز تونابوده مهراندوز تو از خالق ریب المنون1313نقل کریںامروز ضربتها خوری وز رفته حسرتها خوریزان اعتقاد سرسری زان دین سست بیسکون1414نقل کریںزان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدازان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون1515نقل کریںچون آینه باش ای عمو خوش بیزبان افسانه گوزیرا که مستی کم شود چون ماجرا گردد شجون◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزونبنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقونرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1787اگلی نظمای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهاندر گوشِ جانم میرسد، طبلِ رحیل از آسمانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1789◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزونبنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقونرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1787◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبهانیه سلیمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزونبنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقونرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1787
اگلی نظمای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهاندر گوشِ جانم میرسد، طبلِ رحیل از آسمانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1789
گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزونبنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقونرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1787