رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1517غزل شمارهٔ 1517شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اییمنچهدانمصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا گویی کهرایی؟ من چه دانمچنین مجنون چرایی؟ من چه دانم2نقل کریںمرا گویی بدین زاری که هستیبه عشقم چون برآیی؟ من چه دانم3نقل کریںمنم در موج دریاهای عشقتمرا گویی کجایی؟ من چه دانم4نقل کریںمرا گویی به قربانگاهِ جانهانمیترسی که آیی؟ من چه دانم5نقل کریںمرا گویی اگر کشتهٔ خداییچه داری از خدایی؟ من چه دانم6نقل کریںمرا گویی چه میجویی دگر توورای روشنایی؟ من چه دانم7نقل کریںمرا گویی تو را با این قفس چیستاگر مرغ هوایی؟ من چه دانم8نقل کریںمرا راه صوابی بود گم شدار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم9نقل کریںبلا را از خوشی نشناسم ایرابه غایت خوش بلایی من چه دانم10نقل کریںشبی بربود ناگه شمس تبریزز من یکتا دو تایی من چه دانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه نزدیک است جان تو به جانمکه هر چیزی که اندیشی بدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1516اگلی نظممن آن ماهم که اندر لامکانممجو بیرون مرا در عین جانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1518آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبافسر آریانازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور