رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1517غزل شمارهٔ 1517شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اییمنچهدانمصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمرا گویی کهرایی؟ من چه دانمچنین مجنون چرایی؟ من چه دانم22نقل کریںمرا گویی بدین زاری که هستیبه عشقم چون برآیی؟ من چه دانم33نقل کریںمنم در موج دریاهای عشقتمرا گویی کجایی؟ من چه دانم44نقل کریںمرا گویی به قربانگاهِ جانهانمیترسی که آیی؟ من چه دانم55نقل کریںمرا گویی اگر کشتهٔ خداییچه داری از خدایی؟ من چه دانم66نقل کریںمرا گویی چه میجویی دگر توورای روشنایی؟ من چه دانم77نقل کریںمرا گویی تو را با این قفس چیستاگر مرغ هوایی؟ من چه دانم88نقل کریںمرا راه صوابی بود گم شدار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم99نقل کریںبلا را از خوشی نشناسم ایرابه غایت خوش بلایی من چه دانم1010نقل کریںشبی بربود ناگه شمس تبریزز من یکتا دو تایی من چه دانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه نزدیک است جان تو به جانمکه هر چیزی که اندیشی بدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1516اگلی نظممن آن ماهم که اندر لامکانممجو بیرون مرا در عین جانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1518◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبافسر آریانازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور