رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2808غزل شمارهٔ 2808شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اتیکنیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنیو آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی2نقل کریںآنک او رد دل است از بددرونیهای خویشگر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی3نقل کریںور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمیمدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی4نقل کریںآن تکلف چند باشد آخر آن زشتی اوبر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی5نقل کریںاو به صحبتها نشاید دور دارش ای حکیمجز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی6نقل کریںمر مناجات تو را با او نباشد همدم اوجز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی7نقل کریںآن مراعات تو او را در غلطها افکندپس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی8نقل کریںآن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماندتا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی9نقل کریںآن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمیهست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی10نقل کریںاز هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بودشاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی11نقل کریںور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفاتا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگشت جان از صدر شمس الدین یکی سودایییدر درون ظلمت سودا ورا دانایییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2807اگلی نظمساخت بغراقان به رسم عید بغراقانییزهره آمد ز آسمان و میزند سرخوانییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2809آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگشت جان از صدر شمس الدین یکی سودایییدر درون ظلمت سودا ورا دانایییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2807
اگلی نظمساخت بغراقان به رسم عید بغراقانییزهره آمد ز آسمان و میزند سرخوانییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2809