رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 942غزل شمارهٔ 942شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اخواهدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهدتو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد22نقل کریںهزار عاشق داری تو را به جان جویانکه تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد33نقل کریںز عشق عاشق درویش خلق در عجبندکه آنچ رشک شهانست او چرا خواهد44نقل کریںعجب نباشد اگر مردهای بجوید جانو یا گیاه بپژمردهای صبا خواهد55نقل کریںو یا دو دیده کور از خدا بصر جویدو یا گرسنه ده سالهای نوا خواهد66نقل کریںهمه دعا شدهام من ز بس دعا کردنکه هر که بیند رویم ز من دعا خواهد77نقل کریںولی به چشم تو من رنگ کافران دارمکه چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد88نقل کریںاگر مرا نکشد هجر تو ز من بحلستاسیر کشته ز غازی چه خونبها خواهد99نقل کریںسلام و خدمت کردم بگفتیم چونیچنان بود مس مسکین که کیمیا خواهد1010نقل کریںچنان برآید صورت که بست صورتگرچنان بود تن خسته کیش دوا خواهد1111نقل کریںز آفتاب مزن گفت و گوی چون سایهز سایه ذره گریزد همه ضیا خواهد1212نقل کریںزهی سخاوت و ایثار شمس تبریزیکه شمس گنبد خضرا از او عطا خواهد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سودبه نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 941اگلی نظمنماز شام چو خورشید در غروب آیدببندد این ره حس راه غیب بگشایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 943◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سودبه نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 941
اگلی نظمنماز شام چو خورشید در غروب آیدببندد این ره حس راه غیب بگشایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 943