صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »چهاردهم

چهاردهم

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
1

ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند

خنده نمی‌آیدت، بهر دل من بخند

2

ای ز تو عالم بجوش، لطف کن، ارزان فروش

خندهٔ‌شیرین نوش راست بفرما، بچند؟

3

خنده زند آفتاب، گیرد عالم خضاب

صدمه وصد آفتاب خنده ز تو می‌برند

4

لاله و گلبرگها، عکس تو آمد، مها

نیشکر از قند تو، پر شده بین بند بند

5

طلعتت ای آفتاب، تیغ طرب برکشید

گردن تلخی بزد، بیخ غم و غصه کند

6

دور قمر درگذشت، زهرء زهرا رسید

گشت جهان گلستان، خار ندارد گزند

7

بزم ابد می‌نهد، شه جهت عاشقان

نعل زرین می‌زند، بهر سم هر سمند

8

این همه بگذشت نیز، پیشتر آ ای عزیز

پیش لب نوش تو حلقه بگوش است قند

9

پیشتر آ پیشتر، تا بدهم جان وسر

تا شکفد همچو گل، روی زمین نژند

10

ما و حریفان خوشیم، ساغر حق می‌کشیم

از جهت چشم بد، آتش و مشتی سپند

11

بوی وصالت رسید، روضهٔ رضوان دمید

صلح کن « الصلح خیر » کوری دیو لوند

12

تازه شو و چست شو، از پی ترجیع را

گوش نوی وام کن تا شنوی ماجرا

بند 2
Toggle stanza 2
13

شاه هم از بامداد، سرخوش و سرمست خاست

طبل به خود می‌زند، در دل او تا چهاست

14

منتظرست آسمان، تا چه کند قهرمان

هرچه کند گو بکن، هرچه کند جان ماست

15

هر نفسی روضهٔ، از تو به پیش دلست

حاتم طی با سخاش، طی شد اگر این سخاست

16

ای چو درخت بلند، قبلهٔ هر دردمند

برگ و برش خیره کن، شاخ ترش باوفاست

17

یک نفری بخت ور از تو خوش و میوه خور

یک نفری خیره‌سر گشته که آخر کجاست

18

چشم بمالید تا خواب جهد از شما

کشف شود کان درخت پهلوی فکر شماست

19

فکرتها چشمهاست گشته روان زان درخت

پاک کن از جو وحل، کاب ازو بی‌صفاست

20

آب اگر منکر چشمهٔ خود می‌شود

خاک سیه بر سرش باد، کهبس ژاژخاست

21

ای طمع ژاژخا، گنده‌تر از گندنا

تات نگیرد بلا، هیچ نگویی خداست

22

خر ز زدن گشت فرد، کژروی آغاز کرد

راه رها کرد و رفت آن طرفی که گیاست

23

آن طرفی که گیاست امن و امان از کجاست؟

غره به سبزی مشو، گرگ سیه در قفاست

24

گوش به ترجیع نه، جانب ره کن رجوع

زانک ملاقات گرگ تلختر آمد ز جوع

بند 3
Toggle stanza 3
25

ای ز در رحمتت هر نفسی نعمتی

زان همه رحمت، فرست جانب ما رحمتی

26

ای به خرابات تو، جام مراعات تو

داده بهر ذرهٔ نوع دگر عشرتی

27

هر نفسی روح نو، بنهد در مردهٔ

هر نفسی راح نو، بخشد بی‌مهلتی

28

خنب تو آمد بجوش، جوش کند نای و نوش

جان سر و پا گم کند چون بخورد شربتی

29

عفو کن از جام مست خنب و سبو گر شکست

مست شد، و مست را چون نفتد زلتی؟!

30

قاعدهٔ خوش نهاد، در طرب و در گشاد

چشم بدش دور باد والله خوش سنتی

31

بوی تو ای رشک باغ، چون بزند بر دماغ

پر شود از راح روح، بی‌گره و علتی

32

روح و ملک مست شد از می پوشیدهٔ

چرخ فلک پست شد از پنهان صورتی

33

بلبلهٔ پر زمی می‌رسدم هر دمی

عربده می‌آورم عشق تو هر ساعتی

34

آنک ره دین بود، پر ز ریاحین بود

هر قدمی گلشنی، هر طرفی جنتی

35

خط سقبنا بکش بر رخ هر مست خوش

تا که بدانند کو غرقه شد از لذتی

36

ساغر بر ساغرم می‌دهد او هر نفس

نعره‌زنان من که های، پر شدم از باده، بس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیکان آسمان که به اسرار ما درند

ما را کشان کشان به سماوات می‌برند

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»سیزدهم

اگلی نظم

ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار

پیش‌آ، به دست خویش سر بندگان بخار

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»پانزدهم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور