صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »چهاردهم

چهاردهم

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند

خنده نمی‌آیدت، بهر دل من بخند

22

ای ز تو عالم بجوش، لطف کن، ارزان فروش

خندهٔ‌شیرین نوش راست بفرما، بچند؟

33

خنده زند آفتاب، گیرد عالم خضاب

صدمه وصد آفتاب خنده ز تو می‌برند

44

لاله و گلبرگها، عکس تو آمد، مها

نیشکر از قند تو، پر شده بین بند بند

55

طلعتت ای آفتاب، تیغ طرب برکشید

گردن تلخی بزد، بیخ غم و غصه کند

66

دور قمر درگذشت، زهرء زهرا رسید

گشت جهان گلستان، خار ندارد گزند

77

بزم ابد می‌نهد، شه جهت عاشقان

نعل زرین می‌زند، بهر سم هر سمند

88

این همه بگذشت نیز، پیشتر آ ای عزیز

پیش لب نوش تو حلقه بگوش است قند

99

پیشتر آ پیشتر، تا بدهم جان وسر

تا شکفد همچو گل، روی زمین نژند

1010

ما و حریفان خوشیم، ساغر حق می‌کشیم

از جهت چشم بد، آتش و مشتی سپند

1111

بوی وصالت رسید، روضهٔ رضوان دمید

صلح کن « الصلح خیر » کوری دیو لوند

1212

تازه شو و چست شو، از پی ترجیع را

گوش نوی وام کن تا شنوی ماجرا

بند 2
Toggle stanza 2
1313

شاه هم از بامداد، سرخوش و سرمست خاست

طبل به خود می‌زند، در دل او تا چهاست

1414

منتظرست آسمان، تا چه کند قهرمان

هرچه کند گو بکن، هرچه کند جان ماست

1515

هر نفسی روضهٔ، از تو به پیش دلست

حاتم طی با سخاش، طی شد اگر این سخاست

1616

ای چو درخت بلند، قبلهٔ هر دردمند

برگ و برش خیره کن، شاخ ترش باوفاست

1717

یک نفری بخت ور از تو خوش و میوه خور

یک نفری خیره‌سر گشته که آخر کجاست

1818

چشم بمالید تا خواب جهد از شما

کشف شود کان درخت پهلوی فکر شماست

1919

فکرتها چشمهاست گشته روان زان درخت

پاک کن از جو وحل، کاب ازو بی‌صفاست

2020

آب اگر منکر چشمهٔ خود می‌شود

خاک سیه بر سرش باد، کهبس ژاژخاست

2121

ای طمع ژاژخا، گنده‌تر از گندنا

تات نگیرد بلا، هیچ نگویی خداست

2222

خر ز زدن گشت فرد، کژروی آغاز کرد

راه رها کرد و رفت آن طرفی که گیاست

2323

آن طرفی که گیاست امن و امان از کجاست؟

غره به سبزی مشو، گرگ سیه در قفاست

2424

گوش به ترجیع نه، جانب ره کن رجوع

زانک ملاقات گرگ تلختر آمد ز جوع

بند 3
Toggle stanza 3
2525

ای ز در رحمتت هر نفسی نعمتی

زان همه رحمت، فرست جانب ما رحمتی

2626

ای به خرابات تو، جام مراعات تو

داده بهر ذرهٔ نوع دگر عشرتی

2727

هر نفسی روح نو، بنهد در مردهٔ

هر نفسی راح نو، بخشد بی‌مهلتی

2828

خنب تو آمد بجوش، جوش کند نای و نوش

جان سر و پا گم کند چون بخورد شربتی

2929

عفو کن از جام مست خنب و سبو گر شکست

مست شد، و مست را چون نفتد زلتی؟!

3030

قاعدهٔ خوش نهاد، در طرب و در گشاد

چشم بدش دور باد والله خوش سنتی

3131

بوی تو ای رشک باغ، چون بزند بر دماغ

پر شود از راح روح، بی‌گره و علتی

3232

روح و ملک مست شد از می پوشیدهٔ

چرخ فلک پست شد از پنهان صورتی

3333

بلبلهٔ پر زمی می‌رسدم هر دمی

عربده می‌آورم عشق تو هر ساعتی

3434

آنک ره دین بود، پر ز ریاحین بود

هر قدمی گلشنی، هر طرفی جنتی

3535

خط سقبنا بکش بر رخ هر مست خوش

تا که بدانند کو غرقه شد از لذتی

3636

ساغر بر ساغرم می‌دهد او هر نفس

نعره‌زنان من که های، پر شدم از باده، بس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیکان آسمان که به اسرار ما درند

ما را کشان کشان به سماوات می‌برند

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»سیزدهم

اگلی نظم

ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار

پیش‌آ، به دست خویش سر بندگان بخار

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»پانزدهم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور