رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2796غزل شمارهٔ 2796شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یشامدیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که جانها خاک پایت صورت اندیش آمدیدست بر در نه درآ در خانه خویش آمدی2نقل کریںنیست بر هستی شکستی گرد چون انگیختیچون تو پس کردی جهان چونی چو واپیش آمدی3نقل کریںدر دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوشتو ورای هر دو عالم نوش بینیش آمدی4نقل کریںخویش را ذوقی بود بیگانه را ذوق نویهم قدیمی هم نوی بیگانه و خویش آمدی5نقل کریںبر دل و جان قلندر ریش و مرهم هر دو توفقر را ای نور مطلق مرهم و ریش آمدی6نقل کریںکیش هفتاد و دو ملت جمله قربان تواندتا تو شاهنشاه باقربان و باکیش آمدی7نقل کریںای که بر خوان فلک با ماه همکاسه شدیماه را یک لقمه کردی کآفتابیش آمدی8نقل کریںعقل و حس مهتاب را کی گز تواند کرد لیکداندی خورشید بیگز کز مهان بیش آمدی9نقل کریںعشق شمس الدین تبریزی که عید اکبر استکی تو را قربان کند چون لاغری میش آمدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدیای تو جان جان جانم چون ز من پنهان شدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2795اگلی نظمتا بنستانی تو انصاف از جهود خیبریجان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2797آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدیای تو جان جان جانم چون ز من پنهان شدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2795
اگلی نظمتا بنستانی تو انصاف از جهود خیبریجان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2797