زمین
تا کی ستم کند سر بیمغز بر تنم
زین بار عبرت آبله دوشست گردنم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2256
چِل سال بیش رفت که من لاف میزنم
کز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 343
گر تیغ برکشد که محبان همیزنم
اول کسی که لاف محبت زند منم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 411
از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
وز برق آه، دیده شیرست روزنم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5818