رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1591غزل شمارهٔ 1591شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ندهارابشکنمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںوقت آن آمد که من سوگندها را بشکنمبندها را بردرانم پندها را بشکنم2نقل کریںچرخ بدپیوند را من برگشایم بند بندهمچو شمشیر اجل پیوندها را بشکنم3نقل کریںپنبهای از لاابالی در دو گوش دل نهمپند نپذیرم ز صبر و بندها را بشکنم4نقل کریںمهر برگیرم ز قفل و در شکرخانه رومتا ز شاخی زان شکر این قندها را بشکنم5نقل کریںتا به کی از چند و چون آخر ز عشقم شرم بادکی ز چونی برتر آیم چندها را بشکنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترماز معانی در معانی تا روم من خوشترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1590اگلی نظمنی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنمنی تو گفتی عالمی در عشق او برهم زنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1592آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترماز معانی در معانی تا روم من خوشترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1590
اگلی نظمنی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنمنی تو گفتی عالمی در عشق او برهم زنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1592