رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2371غزل شمارهٔ 2371شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اامیختهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکی بود خاک صنم با خون ما آمیختهخوش بود این جسمها با جانها آمیخته2نقل کریںاین صدفهای دل ما با چنین درد فراقبا گهرهای صفای باوفا آمیخته3نقل کریںروز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرینلطف و قهری جفت و دردی با صفا آمیخته4نقل کریںوصل و هجران صلح کرده کفر ایمان یک شدهبوی وصل شاه ما اندر صبا آمیخته5نقل کریںگرگ یوسف خلق گشته گرگی از وی گم شدهبوی پیراهن رسیده با عما آمیخته6نقل کریںخاک خاکی ترک کرده تیرگی از وی شدهآب همچون باده با نور صفا آمیخته7نقل کریںشادیا روزی که آن معشوق جانهای لقاآمده در بزم مست و با شما آمیخته8نقل کریںمست کرده جمله را زان غمزه مخمور خویشتا ز مستی اجنبی با آشنا آمیخته9نقل کریںتا ز بسیاری شراب ابلیس چون آدم شدهلعنت ابلیس هم با اصطفا آمیخته10نقل کریںآن در بسته ابد بگشاده از مفتاح لطفقفلهای بیوفایی با وفا آمیخته11نقل کریںسر سر شمس دین مخدوم ما پیدا شدهتا ببینی بنده با وصف خدا آمیخته12نقل کریںای خداوند شمس دین فریاد از این حرف رهیز آنک هر حرفی از این با اژدها آمیخته13نقل کریںیک دمی مهلت دهم تا پستتر گیرم سخنز آنک تند است این سخن با کبریا آمیخته14نقل کریںدر ره عشاق حضرت گو که از هر محنتشصد هزاران لطف باشد با بلا آمیخته15نقل کریںقطره زهر و هزاران تنگ تریاق شفانفخه عیسی دولت با وبا آمیخته16نقل کریںخواری آن جا با عزیزی عهد بسته یک شدهپستی آن جا از طبیعت با علا آمیخته17نقل کریںجان بود ارزان به نرخ خاک پیش جان جانگرچه این جا هست جانها با غلا آمیخته18نقل کریںاز پی آن جان جان جانها چنان گوهر شدهمس جان با جان جان چون کیمیا آمیخته19نقل کریںآخر دور جهان با اولش یک سر شدهابتدای ابتدا با انتها آمیخته20نقل کریںدر سرای بخت رو یعنی که تبریز صفاتا ببینی این سرا با آن سرا آمیخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین چه باد صرصر است از آسمان پویان شدهصد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2370اگلی نظمهله بحری شو و در رو مکن از دور نظارهکه بود در تک دریا کف دریا به کنارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2372آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین چه باد صرصر است از آسمان پویان شدهصد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2370
اگلی نظمهله بحری شو و در رو مکن از دور نظارهکه بود در تک دریا کف دریا به کنارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2372