رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 367غزل شمارهٔ 367شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انگفتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل آمد و دی به گوش جان گفتای نام تو این که مینتان گفت22نقل کریںدرنده آنک گفت پیداسوزنده آنک در نهان گفت33نقل کریںچه عذر و بهانه دارد ای جانآن کس که ز بینشان نشان گفت44نقل کریںگل داند و بلبل معربدرازی که میان گلستان گفت55نقل کریںآن کس نه که از طریق تحصیلآموخت ز بانگ بلبلان گفت66نقل کریںصیادی تیر غمزهها راآن ابروهای چون کمان گفت77نقل کریںصد گونه زبان زمین برآورددر پاسخ آن چه آسمان گفت88نقل کریںای عاشق آسمان قرین شوبا او که حدیث نردبان گفت99نقل کریںزان شاهد خانگی نشان کوهر کس سخنی ز خاندان گفت1010نقل کریںکو شعشعههای قرص خورشیدهر سایه نشین ز سایه بان گفت1111نقل کریںبا این همه گوش و هوش مستستزان چند سخن که این زبان گفت1212نقل کریںچون یافت زبان دو سه قراضهمشغول شد و به ترک کان گفت1313نقل کریںوز ننگ قراضه جان عاشقترک بازار و این دکان گفت1414نقل کریںدر گوشم گفت عشق بس کنخاموش کنم چو او چنان گفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدود دل ما نشان سوداستوان دود که از دلست پیداسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 366اگلی نظمگویم سخن شکرنباتتیا قصه چشمه حیاتترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 368◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور