رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 325غزل شمارهٔ 325شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکه دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانستکه عاشق کم رسد آنجا و معشوقش فراوانست2نقل کریںکه تا نازی کنیم آن جا و بازاری نهیم آن جاکه تا دلها خنک گردد که دلها سخت بریانست3نقل کریںنباشد این چنین شهری ولی باری کم از شهریکه در وی عدل و انصافست و معشوق مسلمانست4نقل کریںکه این سو عاشقان باری چو عود کهنه میسوزدو آن معشوقْ نادرتر کز او آتش فروزانست5نقل کریںخداوندا به احسانت به حق لطف و اکرامتمگیر آشفته میگویم که جان بیتو پریشانست6نقل کریںتو مستان را نمیگیری پریشان را نمیگیریخنک آن را که میگیری که جانم مست ایشانست7نقل کریںاگر گیری ور اندازی چه غم داری چه کم داریکه عاشق هر طرف این جا بیابان در بیابانست8نقل کریںبخندد چشم مرّیخش مرا گوید: «نمیترسی؟»نگارا بوی خون آید اگر مریخ خندانست9نقل کریںدلم با خویشتن آمد شکایت را رها کردمهزاران جان همیبخشد چه شد گر خصم یک جانست10نقل کریںمنم قاضی خشم آلود و هر دو خصم خشنودندکه جانان طالب جانست و جان جویای جانانست11نقل کریںکه جان ذرهست و او کیوان که جان میوهست و او بستانکه جان قطرهست و او عمان که جان حبهست و او کانست12نقل کریںسخن در پوست میگویم که جان این سخن غیبستنه در اندیشه میگنجد نه آن را گفتن امکانست13نقل کریںخمش کن همچو عالم باش خموش و مست و سرگردانوگر او نیست مست مست چرا افتان و خیزانست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعتدرآ تا خانهٔ هستی بپردازم همین ساعترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 324اگلی نظمحالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالتلیلی کن و مجنون کن ای صانع بیآلترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 326آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعتدرآ تا خانهٔ هستی بپردازم همین ساعترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 324
اگلی نظمحالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالتلیلی کن و مجنون کن ای صانع بیآلترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 326