رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 468غزل شمارهٔ 468شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: ریستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبا وی از ایمان و کفر باخبری کافریستآنک از او آگهست از همه عالم بریست22نقل کریںآه که چه بیبهرهاند باخبران زانک هستچهره او آفتاب طره او عنبریست33نقل کریںآه از آن موسیی کانک بدیدش دمیگشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست44نقل کریںبر عدد ریگ هست در هوسش کوه طوربر عدد اختران ماه ورا مشتریست55نقل کریںچشم خلایق از او بسته شد از چشم بندزانک مسلم شده چشم ورا ساحریست66نقل کریںاوست یکی کیمیا کز تبش فعل اوزرگر عشق ورا بر رخ من زرگریست77نقل کریںپای در آتش بنه همچو خلیل ای پسرکآتش از لطف او روضه نیلوفریست88نقل کریںچون رخ گلزار او هست چراگاه روحروح از آن لاله زار آه که چون پروریست99نقل کریںمفخر جان شمس دین عقل به تبریز یافتآن گهری را که بحر در نظرش سرسریست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنک چنان میرود ای عجب او جان کیستسخت روان میرود سرو خرامان کیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 467اگلی نظمای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستپر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 469◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنک چنان میرود ای عجب او جان کیستسخت روان میرود سرو خرامان کیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 467
اگلی نظمای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستپر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 469