رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 85غزل شمارهٔ 85شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رجاناصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جاناهر جا که روی ما را با خویش ببر جانا2نقل کریںچون در دل ما آیی تو دامن خود برکشتا جامه نیالایی از خون جگر جانا3نقل کریںای ماه برآ آخر بر کوریِ مهرویانابری سیه اندرکش در روی قمر جانا4نقل کریںزان روز که زادی تو ای لبشکر از مادرآوه که چه کاسد شد بازار شکر جانا5نقل کریںگفتی که سلام علیک بگرفت همه عالمدل سجده درافتاده جان بسته کمر جانا6نقل کریںچون شمع بُدم سوزان هر شب به سحر کُشتهامروز بنشناسم شب را ز سحر جانا7نقل کریںشمس الحق تبریزی شاهنشه خونریزیای بحر کمربسته پیش تو گهر جانا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنهازیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنهارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 84اگلی نظمای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناپیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 86آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنهازیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنهارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 84
اگلی نظمای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناپیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 86