رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 153غزل شمارهٔ 153شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: عهاصنف: غزلصداکاران: پری ساتکنی عندلیب، آرش خیرآبادیآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعهاشمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمعها22نقل کریںشمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخاناو چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمعها33نقل کریںچون شکر گفتار آغازد ببینی ذرههااز برای استماعش واگشاده سمعها44نقل کریںناامیدانی که از ایامها بفسردهاندگرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمعها55نقل کریںگر نه لطف او بدی بودی ز جانهای غیورمر مرا از ذکر نام شکرینش منعها66نقل کریںشمس دین صدر خداوند خداوندان به حقکز جمال جان او بازیب و فر شد صنعها77نقل کریںچون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهدجان صدیقان گریبان را درید از شنعها88نقل کریںتخم امیدی که کشتم از پی آن آفتابیک نظر بادا از او بر ما برای ینعها99نقل کریںسایه جسم لطیفش جان ما را جانهاستیا رب آن سایه به ما واده برای طبعها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبامست آمد با یکی جامی پر از صرف صفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 152اگلی نظمدیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز رابیبصیرت کی توان دیدن چنین تبریز رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 154◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبامست آمد با یکی جامی پر از صرف صفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 152
اگلی نظمدیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز رابیبصیرت کی توان دیدن چنین تبریز رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 154