رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2932غزل شمارهٔ 2932شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: رنخسپیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپیچون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی22نقل کریںدرهای آسمان را شب سخت میگشایدنیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی33نقل کریںگر مرد آسمانی مشتاق آن جهانیزیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی44نقل کریںچون لشکر حبش شب بر روم حمله آردباید که همچو قیصر در کر و فر نخسپی55نقل کریںعیسی روزگاری سیاح باش در شبدر آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی66نقل کریںشب رو که راهها را در شب توان بریدنگر شهر یار خواهی اندر سفر نخسپی77نقل کریںدر سایه خدایی خسپند نیکبختانزنهار ای برادر جای دگر نخسپی88نقل کریںچون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شدتو یوسفی هلا تا جز با پدر نخسپی99نقل کریںزیرا برادرانت دارند قصد جانتهان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی1010نقل کریںتبریز شمس دین را جز ره روی نیابدگر تو ز ره روانی بر ره گذر نخسپی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دلبر نهانی گر بوی جان بیابیدر صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2931اگلی نظمای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستیدو دست را برافشان بیزار شو ز هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دلبر نهانی گر بوی جان بیابیدر صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2931
اگلی نظمای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستیدو دست را برافشان بیزار شو ز هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933