رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2104غزل شمارهٔ 2104شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: یانصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشب که جهان است پر از لولیانزهره زند پرده شنگولیان2نقل کریںبیند مریخ که بزم است و عیشخنجر و شمشیر کند در میان3نقل کریںماه فشاند پر خود چون خروسپیش و پسش اختر چون ماکیان4نقل کریںدیده غماز بدوزد فلکتا که گواهی ندهد بر کیان5نقل کریںخفته گروهی و گروهی به صیدتا کی کند سود و کی دارد زیان6نقل کریںپنج و شش است امشب مهره قمارسست میفکن لب چون ناشیان7نقل کریںجام بقا گیر و بهل جام خوابپرده بود خواب و حجاب عیان8نقل کریںساقی باقی است خوش و عاشقانخاک سیه بر سر این باقیان9نقل کریںزهر از آن دست کریمش بنوشتا که شوی مهتر حلواییان10نقل کریںعشق چو مغز است جهان همچو پوستعشق چو حلوا و جهان چون تیان11نقل کریںحلق من از لذت حلوا بسوختتا نکنم حلیه حلوا بیان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه اندر فغان و نالیدناندکی هست خویشتن دیدنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2103اگلی نظمساقی من خیزد بیگفت منآرد آن باده وافر ثمنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2105آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلیرضا جعفریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور