رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2315غزل شمارهٔ 2315شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: مکردهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل دست به یک کاسه با شهره صنم کردهانگشت برآورده اندر دهنم کرده2نقل کریںدل از سر غمازی یک وعده از او گفتهدرخواسته من از وی او نیز کرم کرده3نقل کریںعشقش ز پی غیرت گفتا که عوض جان دهاین گفت به جان رفته جان نیز نعم کرده4نقل کریںاز بعد چنان شهدی وز بعد چنان عهدیلشکرکش هجرانت بر بنده ستم کرده5نقل کریںاز هجر عجب نبود این ظلم و ستم کردنکو پرچم عشاقان صد گونه علم کرده6نقل کریںای آنک ز یک برقی از حسن جمال خوداین جمله هستی را در حال عدم کرده7نقل کریںوآنگه ز وجود تو برساخته هستی راتا جمله حوادث را انوار قدم کرده8نقل کریںده چشم شده جانها چون نای بنالیدهچون چنگ شده تنها هم پشت به خم کرده9نقل کریںبس شادی در شادی کان را تو به جان دادیوز بهر حسودان را در صورت غم کرده10نقل کریںاندر پی مخدومی شمس الحق تبریزیکی باشد تن چون دل از دیده قدم کرده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای روی تو رویم را چون روی قمر کردهاجزای مرا چشمت اصحاب نظر کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2314اگلی نظمامروز بت خندان میبخش کند خندهعالم همه خندان شد بگذشت ز حد خندهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2316آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای روی تو رویم را چون روی قمر کردهاجزای مرا چشمت اصحاب نظر کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2314
اگلی نظمامروز بت خندان میبخش کند خندهعالم همه خندان شد بگذشت ز حد خندهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2316