رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1570غزل شمارهٔ 1570شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: رگرفتیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن عشرت نو که برگرفتیمپا دار که ما ز سر گرفتیم2نقل کریںآن دلبر خوب باخبر رامست و خوش و بیخبر گرفتیم3نقل کریںهر لحظه ز حسن یوسف خودصد مصر پر از شکر گرفتیم4نقل کریںدر خانه حسن بود ماهیرفتیمش و بام و در گرفتیم5نقل کریںآن آب حیات سرمدی راچون آب در این جگر گرفتیم6نقل کریںچون گوشه تاج او بدیدیممستانهاش از کمر گرفتیم7نقل کریںهر نقش که بیوی است مردهستاز بهر تو جانور گرفتیم8نقل کریںهر جانوری که آن ندارداو را علف سقر گرفتیم9نقل کریںهر کس گهری گرفت از کاناز کان همه سیمبر گرفتیم10نقل کریںاز تابش نور آفتابیچون ماه جمال و فر گرفتیم11نقل کریںشمس تبریز چون سفر کردچون ماه از آن سفر گرفتیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمناآمده سیل تر شدستیمنارفته به دام پای بستیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1569اگلی نظمدر عشق قدیم سال خوردیموز گفت حسود برنگردیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1571آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور