رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1589غزل شمارهٔ 1589شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انمیبرمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برمپیش آن عید ازل جان بهر قربان می برم22نقل کریںچون کبوترخانه جانها از او معمور گشتپس چرا این زیره را من سوی کرمان می برم33نقل کریںزانک هر چیزی به اصلش شاد و خندان می رودسوی اصل خویش جان را شاد و خندان می برم44نقل کریںزیر دندان تا نیاید قند شیرین کی بودجان همچون قند را من زیر دندان می برم55نقل کریںتا که زر در کان بود او را نباشد رونقیسوی زرگر اندک اندک زودش از کان می برم66نقل کریںدود آتش کفر باشد نور او ایمان بودشمع جان را من ورای کفر و ایمان می برم77نقل کریںسوی هر ابری که او منکر شود خورشید راآفتابی زیر دامن بهر برهان می برم88نقل کریںشمس تبریز ارمغانم گوهر بحر دل استمن ز شرم جان پاکت همچو عمان می برم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن سر خم را ببستم باز شد پهلوی خمآنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی خمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1588اگلی نظمچون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترماز معانی در معانی تا روم من خوشترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1590◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن سر خم را ببستم باز شد پهلوی خمآنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی خمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1588
اگلی نظمچون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترماز معانی در معانی تا روم من خوشترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1590