رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1752غزل شمارهٔ 1752شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ینگفتمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکون خر را نظام دین گفتمپِشک را عنبر ثمین گفتم2نقل کریںاندر این آخُر جهان ز گزافبس چمن نام هر چمین گفتم3نقل کریںطوق بر گردن کَپی بستمنام اعلا بر اسفلین گفتم4نقل کریںعجز خواهید روح را که ز عجزصفت روح بهر طین گفتم5نقل کریںحِلیهٔ آدم و خلیفهٔ حقبهر ابلیس و هر لعین گفتم6نقل کریںزاغ را بلبل چمن خواندمخار را سرو و یاسمین گفتم7نقل کریںدیو را جبرئیل کردم نامژاژ را حجّت مبین گفتم8نقل کریںای دریغا که کان نفرین رااز طمع چند آفرین گفتم9نقل کریںاز خری بوَد آن نبُد ز خِردکه خر ماده را تکین گفتم10نقل کریںتوبه کردم از این خطا گفتنهمه عمرم بس ار همین گفتم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتشنهٔ خویش کن مده آبمعاشق خویش کن ببر خوابمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1751اگلی نظمآمدم باز تا چنان گردمکه چو خورشید جمله جان گردمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1753آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور