رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 740غزل شمارهٔ 740شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کندبوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند22نقل کریںکافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوندخوی را خود واکند در حین و خو با او کند33نقل کریںآفتابی ناگهان از روی او تابان شودپردها را بردرد وین کار را یک سو کند44نقل کریںچنگ تنها را به دست روحها زان داد حقتا بیان سر حق لایزالی او کند55نقل کریںتارهای خشم و عشق و حقد و حاجت میزندتا ز هر یک بانگ دیگر در حوادث رو کند66نقل کریںشاد با چنگ تنی کز دست جان حق بستدشبر کنار خود نهاد و ساز آن را هو کند77نقل کریںاوستاد چنگها آن چنگ باشد در جهانوای آن چنگی که با آن چنگ حق پهلو کند88نقل کریںباز هم در چنگ حق تاریست بس پنهان و خوشکو به ناگه وصف آن دو نرگس جادو کند99نقل کریںنرگسان مست شمس الدین تبریزی که هستچشم آهو تا شکار شیر آن آهو کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کندهین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 739اگلی نظمپنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 741◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کندچونک رد خلق کردش عشق رو با او کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 742◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کندهین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 739
اگلی نظمپنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 741
عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کندچونک رد خلق کردش عشق رو با او کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 742