صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 6 - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

بخش 6 - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

How Mustafá, on whom be peace, treated the Arab guest with loving kindness and calmed his distress and stilled the sobbing and lamentation for himself which he was making in his shame and penitence and fire of despair.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: زهره نصری
Toggle stanza 1
11
این سخن پایان ندارد آن عرب
ماند از الطاف آن شه در عجب

This topic hath no end. The Arab was astounded by the kindnesses of that (spiritual) King.

22
خواست دیوانه شدن عقلش رمید
دست عقل مصطفی بازش کشید

He was wellnigh becoming crazed, his reason fled (from him), but the hand (power) of Mustafá's reason drew him back.

33
گفت این سو آ بیامد آنچنان
که کسی برخیزد از خواب گران

He (Mustafá) said, “Come hither.” He came in such fashion as one rises up from heavy slumber.

44
گفت این سو آ مکن هین با خود آ
که ازین سو هست با تو کارها

“Come hither,” said he, “do not (lose thy wits); hark, come to thyself, for there are (great) things to be done with thee here.”

55
آب بر رو زد در آمد در سخن
کای شهید حق شهادت عرضه کن

He threw water on his face, and he (the infidel) began to speak, saying, “O witness of God, recite the Testimony (profession of the Faith),

66
تا گواهی بدهم و بیرون شوم
سیرم از هستی در آن هامون شوم

That I may bear witness (to its truth) and go forth (from unbelief): I am weary of this (unreal) existence and will go into the wilderness (of reality).”

77
ما درین دهلیز قاضی قضا
بهر دعوی الستیم و بلی

In this court of the Judge who pronounces the Decree we are (present) for the purpose of (making good) our claim (to fulfil the covenant signified by the words) “Am not I (your Lord)?” and “Yea”;

88
که بلی گفتیم و آن را ز امتحان
فعل و قول ما شهودست و بیان

For we said, “Yea,” and (since we are) on trial our acts and words are the (necessary) witnesses and evidence of that (assent).

99
از چه در دهلیز قاضی تن زدیم
نه که ما بهر گواهی آمدیم

Wherefore do we keep silence in the court of the Judge? Have not we come (here) to bear testimony?

1010
چند در دهلیز قاضی ای گواه
حبس باشی ده شهادت از پگاه

How long, O witness, wilt thou remain under detention in the court of the Judge? Give thy testimony betimes.

1111
زان بخواندندت بدین‌جا تا که تو
آن گواهی بدهی و ناری عتو

Thou hast been summoned hither that thou mayst give the testimony and show no disobedience;

1212
از لجاج خویشتن بنشسته‌ای
اندرین تنگی کف و لب بسته‌ای

(But) in thy obstinacy thou hast sat down and closed (both) hand and mouth in this confinement.

1313
تا بندهی آن گواهی ای شهید
تو ازین دهلیز کی خواهی رهید

Until thou give that testimony, O witness, how wilt thou escape from this court?

1414
یک زمان کارست بگزار و بتاز
کار کوته را مکن بر خود دراز

’Tis the affair of a moment. Perform (thy duty) and run away: do not make a short matter long (tedious and irksome) to thyself.

1515
خواه در صد سال خواهی یک زمان
این امانت واگزار و وا رهان

As thou wilt, whether during a hundred years or in a moment, discharge this trust and acquit thyself (of it).

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کافِرَک را هیکلی بد یادگار

یاوه دید آن را و گشت او بی‌قرار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 5 - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیه‌السلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود می‌شست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود

اگلی نظم

این نماز و روزه و حج و جهاد

هم گواهی دادنست از اعتقاد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 7 - بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00