صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم
  4. »بخش 84 - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را

بخش 84 - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را

The inner meaning of the recitation of the ablutionary prayers by one who performs the ritual ablution.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

در وضو هر عضو را وردی جدا

آمدست اندر خبر بهر دعا

In the ritual ablution, a separate form of prayer for each member of the body has been handed down in Tradition.

2

چونک استنشاق بینی می‌کنی

بوی جنت خواه از رب غنی

When you snuff up water into your nose, beg of the self-sufficient Lord the scent of Paradise,

3

تا ترا آن بو کشد سوی جنان

بوی گل باشد دلیل گلبنان

In order that that scent may lead you towards Paradise: the scent of the rose is the guide to the rose-trees.

4

چونک استنجا کنی ورد و سخن

این بود یا رب تو زینم پاک کن

When you perform the act of abstersion, the (proper) form of prayer and words is this: “O Lord, cleanse me from this (defilement).

5

دست من اینجا رسید این را بشست

دستم اندر شستن جانست سست

My hand has reached this place and washed it, (but) my hand is weak (unable) to wash my spirit.

6

ای ز تو کس گشته جان ناکسان

دست فضل تست در جانها رسان

O Thou by whom the spirit of the unworthy is made worthy, the hand of Thy bounty is reaching the spirits.

7

حد من این بود کردم من لئیم

زان سوی حد را نقی کن ای کریم

This (which) I, vile (as I am), have done was my limit (the utmost within my power): do Thou make clean that (which lies) beyond the limit, O gracious One.

8

از حدث شستم خدایا پوست را

از حوادث تو بشو این دوست را

O God, I have washed my skin clean of ordure: do Thou wash this beloved (spirit) clean of worldly taints.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

قصهٔ آن آبگیرست ای عنود

که درو سه ماهی اشگرف بود

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 83 - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه

اگلی نظم

آن یکی در وقت استنجا بگفت

که مرا با بوی جنت دار جفت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 85 - شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور