صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 15 - مناجات

بخش 15 - مناجات

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

ای خدای بی‌نظیر ایثار کن

گوش را چون حلقه دادی زین سخن

O God who art without peer, show favour! Since Thou hast bestowed on (our) ear this discourse as an ear-ring,

2

گوش ما گیر و بدان مجلس کشان

کز رحیقت می‌خورند آن سرخوشان

Take hold of our ear and draw us along to the assembly where the joyous revellers drink of Thy wine.

3

چون به ما بویی رسانیدی ازین

سر مبند آن مشک را ای رب دین

Forasmuch as Thou hast caused a waft of its perfume to reach us, do not stopple the head (mouth) of that wine-skin, O Lord of the Judgement!

4

از تو نوشند ار ذکورند ار اناث

بی‌دریغی در عطا یا مستغاث

Whether they are male or female, they (all Thy creatures) drink from Thee: O Thou whose help is besought, Thou art stintless in giving.

5

ای دعا ناگفته از تو مستجاب

داده دل را هر دمی صد فتح باب

O Thou by whom the unspoken prayer is answered, who bestowest at every moment a hundred bounties on the heart,

6

چند حرفی نقش کردی از رقوم

سنگ‌ها از عشق آن شد هم‌چو موم

Thou hast limned some letters of writing: rocks have become (soft) as wax for love of them.

7

نون ابرو صاد چشم و جیم گوش

بر نوشتی فتنهٔ صد عقل و هوش

Thou hast scribed the nún of the eyebrow, the sád of the eye, and the jím of the ear as a distraction to a hundred minds and understandings.

8

زان حروفت شد خرد باریک‌ریس

نسخ می‌کن ای ادیب خوش‌نویس

9

در خورِ هر فکرِ بسته بر عدم

دم به دم نقشِ خیالی خوش‌رقم

At each moment Thou shapest beauteously pictured forms of phantasy, suitable to every thought, upon (the page of) non-existence.

10

حرف‌های طرفه بر لوح خیال

بر نوشته چشم و عارض خد و خال

On the tablet of phantasy Thou inscribest wondrous letters— eye and profile and cheek and mole.

11

بر عدم باشم نه بر موجود مست

زانک معشوقِ عدم وافی‌ترست

I am drunken with desire for non-existence, not for the existent, because the Beloved of (the world of) non-existence is more faithful.

12

عقل را خط‌ خوان آن اَشکال کرد

تا دهد تدبیرها را زان نورد

He (God) made the intellect a reader of those figured characters, that thereby

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

قسم او خاکست گر دی گر بهار

میر کونی خاک چون نوشی چو مار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 14 - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس

اگلی نظم

چون ملک از لوح محفوظ آن خرد

هر صباحی درس هر روزه برد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 16 - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور