صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر دوم
  4. »بخش 58 - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

بخش 58 - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

How the Police Inspector summoned the man who had fallen dead-drunk (on the ground) to (go to) prison.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
محتسب در نیم شب جایی رسید
در بن دیوار مستی خفته دید

The Inspector came at midnight to a certain place: he saw a man lying at the bottom of a wall.

22
گفت هی مستی چه خوردستی بگو
گفت ازین خوردم که هست اندر سبو

He cried, “Hey, you are drunk: tell (me), what have you been drinking?” Said the man, “I have drunk of this which is in the jar.”

33
گفت آخر در سبو واگو که چیست
گفت از آنک خورده‌ام گفت این خفیست

“Pray,” said he, “explain what is in the jar.” He replied, “Some of what I have drunk.” “(But),” said the Inspector, “this is hidden (from sight).”

44
گفت آنچ خورده‌ای آن چیست آن
گفت آنک در سبو مخفیست آن

He asked (again), “What is it that you have drunk?” He rejoined, “That which is hidden in the jar.”

55
دُور می‌شد این سؤال و این جواب
ماند چون خر محتسب اندر خلاب

These questions and answers were becoming a (vicious) circle. The Inspector was left (stuck) in the mud, like an ass.

66
گفت او را محتسب هین آه کن
مست هوهو کرد هنگام سخن

The Inspector said to him, “Come now, say ‘Ah’”; (but) the drunken man, at the moment of utterance, said “Hú, Hú.”

77
گفت گفتم آه کن هو می‌کنی
گفت من شاد و تو از غم منحنی

“I told you to say ‘Ah’,” said he; “you are saying ‘Hú’.” “(Because) I am glad,” he replied, “while you are bent with grief.

88
آه از درد و غم و بیدادیست
هوی هوی می‌خوران از شادیست

‘Ah’ is (uttered) on account of pain and grief and injustice; the ‘Hú, Hú’ of the wine-drinkers is from joy.”

99
محتسب گفت این ندانم خیز خیز
معرفت متراش و بگذار این ستیز

The Inspector said, “I know nothing about this. Get up, get up! Don't retail mystic lore, and leave off this wrangling.”

1010
گفت رو تو از کجا من از کجا
گفت مستی خیز تا زندان بیا

“Go away,” said the man; “what have you to do with me?” “You are drunk,” the Inspector said. “Get up and come to prison.”

1111
گفت مست ای محتسب بگذار و رو
از برهنه کی توان بردن گرو

Said the drunken man, “O Inspector, let me alone and go away. How is it possible to carry off pledges from one that is naked?

1212
گر مرا خود قوت رفتن بدی
خانهٔ خود رفتمی وین کی شدی

If indeed I had had the power to walk, I should have gone to my house—and (then) how would this (affair between us) have occurred?

1313
من اگر با عقل و با امکانمی
همچو شیخان بر سر دکانمی

Were I (still) possessed of understanding and of contingent (unreal) existence, I should be on the bench, (giving instruction) like the Shaykhs.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک سگی در کوی بر کور گدا

حمله می‌آورد چون شیر وغا

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 57 - حمله بردن سگ بر کور گدا

اگلی نظم

گفت آن طالب که آخر یک نفس

ای سواره بر نی این سو ران فرس

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 59 - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00