صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم
  4. »بخش 57 - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا

بخش 57 - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا

In exposition of the following Verse: “and as for those in whose hearts is a disease, it (each new Súra of the Qur’án) added unto their uncleanness (wicked unbelief)”; and of His Word: “thereby He letteth many be led astray, and thereby He letteth many be guided aright.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

زانک استعداد تبدیل و نبرد

بودش از پستی و آن را فوت کرد

(The bestial man is the lowest of the low) because he possessed the capacity for transforming himself and striving (to escape) from lowness, but (afterwards) lost it.

2

باز حیوان را چو استعداد نیست

عذر او اندر بهیمی روشنیست

Again, since the animal does not possess (that) capacity, its excusability (for remaining) in the bestial state is a thing (most) evident.

3

زو چو استعداد شد کان رهبرست

هر غذایی کو خورد مغز خرست

When the capacity, which is the guide (to salvation), is gone from him, every nutriment that he eats is the brain of an ass.

4

گر بلادر خورد او افیون شود

سکته و بی‌عقلیش افزون شود

If he eats anacardium, it becomes (acts upon him as) opium: his apoplexy and dementia are increased.

5

ماند یک قسم دگر اندر جهاد

نیم حیوان نیم حی با رشاد

There remains another sort (of men: they are engaged) in warfare: (they are) half animal, half (spiritually) alive and endowed with good guidance.

6

روز و شب در جنگ و اندر کش‌مکش

کرده چالیش آخرش با اولش

Day and night in strife and mutual struggle, his (such a one's) last (state) battles with his first.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در حدیث آمد که یزدان مجید

خلق عالم را سه گونه آفرید

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 56 - در تفسیر این حدیث مصطفی علیه‌السلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم

اگلی نظم

هم‌چو مجنون‌اند و چون ناقه‌ش یقین

می‌کشد آن پیش و این واپس به کین

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 58 - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور