صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 109 - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله

بخش 109 - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله

Explaining that the violation of a covenant and (vow of) repentance is the cause of affliction; nay, it is the cause of metamorphosis, as in the case of the “Fellows of the Sabbath” and in the case of the “Fellows (who disbelieved in the miracle) of the Table of Jesus,” for (God hath said), “And He turned them into apes and swine.” And in this community there is (only) metamorphosis of the spirit, but at the Resurrection the form of the spirit will be given to the body.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

نقض میثاق و شکست توبه‌ها

موجب لعنت شود در انتها

To violate a pact and break vows of repentance becomes the cause of accursedness in the end.

2

نقض توبه و عهد آن اصحاب سبت

موجب مسخ آمد و اهلاک و مقت

The violation of vows of repentance by the “Fellows of the Sabbath” became the cause of their metamorphosis and destruction and abomination.

3

پس خدا آن قوم را بوزینه کرد

چونک عهد حق شکستند از نبرد

Therefore God turned those people into apes, since they rebelliously broke their covenant with God.

4

اندرین امت نبد مسخ بدن

لیک مسخ دل بود ای بوالفطن

In this community there has never been metamorphosis of the body, but there is metamorphosis of the spirit, O man endowed with perception.

5

چون دل بوزینه گردد آن دلش

از دل بوزینه شد خوار آن گلش

When his spirit becomes the ape-spirit, his clay (body) is debased by the ape-spirit.

6

گر هنر بودی دلش را ز اختبار

خوار کی بودی ز صورت آن حمار

How should the ass be debased by his (bodily) form, if his spirit had possessed the virtue (that is derived) from (rational) experience?

7

آن سگ اصحاب خوش بد سیرتش

هیچ بودش منقصت زان صورتش

The dog of the Companions (of the Cave) had a goodly character: was he any the worse on account of his (bodily) form?

8

مسخ ظاهر بود اهل سبت را

تا ببیند خلق ظاهر کبت را

The “Fellows of the Sabbath” suffered outward metamorphosis, in order that the people might behold outwardly their ignominious fall.

9

از ره سر صد هزاران دگر

گشته از توبه شکستن خوک و خر

Through breaking (vows of) repentance a hundred thousand others have become hogs and asses inwardly.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چونک بر کوهش بسوی مرج برد

تا کند شیرش به حمله خرد و مرد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 108 - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب

اگلی نظم

پس بیامد زود روبه سوی خر

گفت خر از چون تو یاری الحذر

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 110 - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور