صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 38 - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

بخش 38 - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

How Pharaoh threatened Moses, on whom be peace.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
گفت فرعونش چرا تو ای کلیم
خلق را کشتی و افکندی تو بیم

Pharaoh said to him, “Why didst thou, O Kalím, kill the people and cause fear to fall (on them)?

22
در هزیمت از تو افتادند خلق
در هزیمت کشته شد مردم ز زلق

The people were put to flight and rout by thee; in the rout the folk were killed through slipping (and being crushed to death).

33
لاجرم مردم تو را دشمن گرفت
کین تو در سینه مرد و زن گرفت

Necessarily, the folk have come to regard thee as their enemy; (both) men and women have conceived hatred of thee in their breasts.

44
خلق را می‌خواندی بر عکس شد
از خلافت مردمان را نیست بد

Thou wert calling the people to (follow) thee, (but) it has turned out contrariwise: the folk cannot but resist thee.

55
من هم از شرت اگر پس می‌خزم
در مکافات تو دیگی می‌پزم

I too, though I am creeping (shrinking) back from thy malice, am concocting a plan to requite thee.

66
دل ازین بر کن که بفریبی مرا
یا به جز فَیْ پس‌روی گردد تو را

Put away from thine heart the thought that thou wilt deceive me or that thou wilt get any follower but thy shadow.

77
تو بدان غره مشو کش ساختی
در دل خلقان هراس انداختی

Be not deluded by that which thou hast contrived: thou hast (only) cast terror into the hearts of the people.

88
صد چنین آری و هم رسوا شوی
خوار گردی ضحکهٔ غوغا شوی

Thou mayst bring (forward) a hundred such (devices), and thou wilt be exposed in the same way; thou wilt become despicable and the laughing-stock of the mob.

99
همچو تو سالوس بسیاران بُدند
عاقبت در مصر ما رسوا شدند

Many have been impostors like thee, (but) in our Egypt they have been brought to disgrace in the end.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی

تا بری زین راز سرپوشیده بوی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 37 - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد

اگلی نظم

گفت با امرِ حقم اِشراک نیست

گر بریزد خونم امرش، باک نیست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 39 - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00