صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 81 - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

بخش 81 - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

Story of the camel and the ox and the ram who found a bunch of grass on the road, and each said, “I will eat it.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: بامشاد لطف آبادی
Toggle stanza 1
11
اشتر و گاو و قجی در پیش راه
یافتند اندر روش بندی گیاه

Whilst a camel, ox, and ram were going along, they found a bunch of grass in front of (them on) the road.

22
گفت قج بخش ار کنیم این را یقین
هیچ کس از ما نگردد سیر ازین

The ram said, “If we divide this, certainly none of us will get his fill of it;

33
لیک عمر هرکه باشد بیشتر
این علف اوراست اولی گو بخور

But whichever of us has lived longest has the best right to this fodder: let him eat;

44
که اکابر را مقدم داشتن
آمدست از مصطفی اندر سنن

For (the injunction) to give the foremost place to the seniors has come from Mustafá (Mohammed) among the practices observed by him,

55
گرچه پیران را درین دور لئام
در دو موضع پیش می‌دارند عام

Although, at this time when vile men hold sway, the vulgar put forward the elders on two occasions (only),

66
یا در آن لوتی که آن سوزان بود
یا بر آن پل کز خلل ویران بود

Either in (tasting) food that is burning hot, or on a bridge that is (damaged) by cracks (and) in a state of ruin.

77
خدمت شیخی بزرگی قایدی
عام نارد بی‌قرینهٔ فاسدی

The vulgar do not pay homage to a venerable Shaykh and leader without some mischievous idea associated (with their homage).

88
خیرشان اینست چه بود شرشان
قبحشان را باز دان از فرشان

This is their good: what must their evil be? Distinguish their (inward) foulness from their (outward) fairness.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک حکایت بشنو اینجا ای پسر

تا نگردی ممتحن اندر هنر

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 80 - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود

اگلی نظم

سوی جامع می‌شد آن یک شهریار

خلق را می‌زد نقیب و چوبدار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 82 - مثل

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00