صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 59 - مثل

بخش 59 - مثل

Parable.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

آن یکی می‌شد به ره سوی دکان

پیش ره را بسته دید او از زنان

A certain man was on the way to his shop (when) he found the road in front of him barred by women.

2

پای او می‌سوخت از تعجیل و راه

بسته از جوق زنان هم‌چو ماه

He was hurrying along hot-foot, and the way was blocked by a crowd of women (beautiful) as the moon.

3

رو به یک زن کرد و گفت ای مستهان

هی چه بسیارید ای دخترچگان

He turned his face to one woman and said, ‘O vile (creature), how numerous you are, little girls, eh!’

4

رو بدو کرد آن زن و گفت ای امین

هیچ بسیاری ما منکر مبین

The woman turned towards him and replied, ‘O man of trust, do not think it dreadful that there are so many of us.

5

بین که با بسیاری ما بر بساط

تنگ می‌آید شما را انبساط

Consider that notwithstanding the multitude of us on the earth you (men) find it insufficient for your enjoyment.

6

در لواطه می‌فتید از قحط زن

فاعل و مفعول رسوای زمن

Propter paucitatem feminarum inciditis in paedicationem: infamissimi in mundo sunt agens et patiens.’

7

تو مبین این واقعات روزگار

کز فلک می‌گردد اینجا ناگوار

(O Súfí), do not regard these happenings of Time which (proceed) from heaven (and) come to pass intolerably here.

8

تو مبین تحشیر روزی و معاش

تو مبین این قحط و خوف و ارتعاش

Do not regard the (anxious) husbanding of (one's) daily bread and livelihood and this dearth (of food) and fear and trembling,

9

بین که با این جمله تلخیهای او

مردهٔ اویید و ناپروای او

(But) consider that in spite of all its (the World's) bitternesses ye are mortally enamoured of it and recklessly devoted to it.

10

رحمتی دان امتحان تلخ را

نقمتی دان ملک مرو و بلخ را

Deem bitter tribulation to be a (Divine) mercy, deem the kingdom of Merv and Balkh to be a (Divine) vengeance.

11

آن براهیم از تلف نگریخت و ماند

این براهیم از شرف بگریخت و راند

That Ibráhím fled not from destruction and remained (safe), while this Ibráhím fled from (worldly) honour and rode away.

12

آن نسوزد وین بسوزد ای عجب

نعل معکوس است در راه طلب

That one is not burnt, and this one is burnt. Oh, wonderful! In the Way of search (for God) everything is upside down.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اطلس عمرت به مقراض شهور

برد پاره‌پاره خیاط غرور

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 58 - بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن

اگلی نظم

گفت صوفی قادرست آن مستعان

که کند سودای ما را بی زیان

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 60 - باز مکرر کردن صوفی سؤال را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور