صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 120 - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست

بخش 120 - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست

How the man yielded to his wife's request that he should seek the means of livelihood, and regarded her opposition (to him) as a Divine indication. (Verse): To the mind of every knowing man it is a fact that with the revolving object there is one that causes it to revolve.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
مرد زان گفتن پیشمان شد چنان
کز عوانی ساعت مردن عوان

The man became as sorry for that speech (of his) as at the hour of death a tyrannical officer (is sorry) for his tyranny.

22
گفت خصم جانِ جان چون آمدم
بر سر جان من لگدها چون زدم

He said, “How did I become the adversary of (her who is) the life of my soul? How did I bestow kicks on the head of my soul?”

33
چون قضا آید فرو پوشد بصر
تا نداند عقل ما پا را ز سر

When the (Divine) destiny comes, it muffles the sight, so that our intellect cannot distinguish foot from head.

44
چون قضا بگذشت خود را می‌خورد
پرده بدریده گریبان می‌درد

As soon as the destiny is past, it (the intellect) devours itself (with grief): rending the veil (without regard for appearances), it tears its bosom.

55
مرد گفت ای زن پیشمان می‌شوم
گر بدم کافر مسلمان می‌شوم

The man said, “O wife, I am repenting: if I have been an infidel, I will (now) become a Moslem.

66
من گنه‌کار توم رحمی بکن
بر مکن یکبارگیم از بیخ و بن

I am a sinner against thee: have mercy, do not dig me up all at once from root and foundation (do not bring me to utter ruin).”

77
کافر پیر ار پشیمان می‌شود
چونک عذر آرد مسلمان می‌شود

If the old infidel is repenting, he becomes a Moslem when he pleads for pardon.

88
حضرت پر رحمتست و پر کرم
عاشق او هم وجود و هم عدم

He (God) is the merciful and bountiful Lord: both existence and non-existence are in love with Him.

99
کفر و ایمان عاشق آن کبریا
مس و نقره بندهٔ آن کیمیا

(Both) infidelity and faith are lovers of that Majesty, both copper and silver are slaves to that Elixir.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت پیغامبر که زن بر عاقلان

غالب آید سخت و بر صاحب‌دلان

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 119 - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل

اگلی نظم

موسی و فرعون معنی را رهی

ظاهر آن ره دارد و این بی‌رهی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 121 - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00