صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 17 - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر

بخش 17 - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر

Comparison of the different practices and the various aspirations (of mankind) to the disagreement of those who at prayer-time endeavour to find the qibla (direction of Mecca) when it is dark, and to the search of divers (for pearls) at the bottom of the sea.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

هم‌چو قومی که تحری می‌کنند

بر خیال قبله سویی می‌تنند

(They are) like folk trying to find (the direction of the Ka‘ba) and (each) turning in a certain direction which they fancy is the qibla:

2

چونک کعبه رو نماید صبحگاه

کشف گردد که کی گم کردست راه

When at dawn the Ka‘ba appears, it is discovered who has lost the (right) way;

3

یا چو غواصان به زیر قعر آب

هر کسی چیزی همی‌چیند شتاب

Or like divers under the depth of the (sea)-water, every one (of whom) picks up something in haste:

4

بر امید گوهر و در ثمین

توبره پر می‌کنند از آن و این

In hope of (getting) precious jewels and pearls, they fill their bags with that and this;

5

چون بر آیند از تگ دریای ژرف

کشف گردد صاحب در شگرف

When they come up from the floor of the deep sea, the possessor of the great pearls is discovered,

6

وآن دگر که برد مروارید خرد

وآن دگر که سنگ‌ریزه و شبه برد

And (also) the other who got the small pearls, and the other who got (only) pebbles and worthless shells.

7

هکذی یبلوهم بالساهره

فتنة ذات افتضاح قاهره

Even thus in the Sáhira (place of Judgement) a shameful overwhelming tribulation will afflict them (the followers of phantasy).

8

هم‌چنین هر قوم چون پروانگان

گرد شمعی پرزنان اندر جهان

Similarly, every class of people in the world are fluttering like moths round a candle.

9

خویشتن بر آتشی برمی‌زنند

گرد شمع خود طوافی می‌کنند

They attach themselves to a fire and circle round their own candle

10

بر امید آتش موسی بخت

کز لهیبش سبزتر گردد درخت

In the hope of (gaining) the blessed fire of Moses, by the flame whereof the tree is made more green (flourishing).

11

فضل آن آتش شنیده هر رمه

هر شرر را آن گمان برده همه

Every troop (of them) has heard of the excellence of that fire, and all imagine that any spark is that (same fire).

12

چون برآید صبحدم نور خلود

وا نماید هر یکی چه شمع بود

When the Light of Everlastingness rises at dawn, each (candle) reveals what (manner of) candle it was.

13

هر کرا پر سوخت زان شمع ظفر

بدهدش آن شمع خوش هشتاد پر

Whosoever's wings were burnt by the candle of victory, that goodly candle bestows on him eighty wings;

14

جوق پروانهٔ دو دیده دوخته

مانده زیر شمع بد پر سوخته

(But) beneath the bad candle many a moth, whose eyes were sealed, is left (lying) with burnt wings,

15

می‌تپد اندر پشیمانی و سوز

می‌کند آه از هوای چشم‌دوز

Quivering in sorrow and anguish, lamenting the vain desire that seals the eyes.

16

شمع او گوید که چون من سوختم

کی ترا برهانم از سوز و ستم

Its candle says (to it), “Since I am burnt, how should I deliver thee from burning (grief) and oppression?”

17

شمع او گریان که من سرسوخته

چون کنم مر غیر را افروخته

Its candle weeps, saying, “My head is consumed: how should I make another resplendent?”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون ملک از لوح محفوظ آن خرد

هر صباحی درس هر روزه برد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 16 - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح

اگلی نظم

او همی گوید که از اشکال تو

غره گشتم دیر دیدم حال تو

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 18 - تفسیر یا حسرة علی العباد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور