صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 154 - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست

بخش 154 - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست

How the King (Mahmud) requested Ayáz for the second time, saying, “Explain thy case and solve the difficulty felt by the incredulous and censorious; for it is not (like thy) generosity to leave them in perplexity.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

این سخن از حد و اندازه‌ست بیش

ای ایاز اکنون بگو احوال خویش

This topic is beyond limit and measure. “Now, O Ayáz, tell of thy ‘states.’

2

هست احوال تو از کان نوی

تو بدین احوال کی راضی شوی

Thy states’ are from the mine of novelty” how shouldst thou be satisfied with these (vulgar) ‘states’?

3

هین حکایت کن از آن احوال خوش

خاک بر احوال و درس پنج و شش

Hark, tell the story of those goodly ‘states’- dust (be thrown) upon the ‘states’ and lessons of the five (elements) and the six (directions)!”

4

حال باطن گر نمی‌آید بگفت

حال ظاهر گویمت در طاق وجفت

If the inward “state” is not to be told, (yet) I will tell thee the outward “state” in a word or two,

5

که ز لطف یار تلخیهای مات

گشت بر جان خوشتر از شکرنبات

(Namely), that by grace of the Beloved the bitternesses of death were made sweeter than sugar-cane to the soul.

6

زان نبات ار گرد در دریا رود

تلخی دریا همه شیرین شود

If the dust from that sugar-cane should enter the sea, all the bitterness of the sea would become sweet.

7

صدهزار احوال آمد هم‌چنین

باز سوی غیب رفتند ای امین

Even so a hundred thousand “states” came (hither) and went back to the Unseen, O trusted one.

8

حال هر روزی بدی مانند نی

هم‌چو جو اندر روش کش بند نی

Each day’s “state” is not like (that of) the day before: (they are passing) as a rive that hath no obstacle in its course.

9

شادی هر روز از نوعی دگر

فکرت هر روز را دیگر اثر

Each day’s joy is of a different kind, each day’s thought makes a different impression.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن جهان چون ذره ذره زنده‌اند

نکته‌دانند و سخن گوینده‌اند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 153 - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی

اگلی نظم

هست مهمان‌خانه این تن ای جوان

هر صباحی ضیف نو آید دوان

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 155 - تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور