صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 150 - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم

بخش 150 - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم

How the Amír answered those neighbours of the ascetic who interceded for him: “Why,” said he, “did he behave (so) impudently and why did he break my jug (of wine)? I will not listen to intercession in this matter, for I have sworn to punish him as he deserves.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
میر گفت او کیست کو سنگی زند
بر سبوی ما سبو را بشکند

The Amír said, “Who is he that he should throw a stone at my jug and break it?

22
چون گذر سازد ز کویم شیر نر
ترس ترسان بگذرد با صد حذر

When the fierce lion passes through my quarter, he passes in great affright and with a hundred precautions.

33
بندهٔ ما را چرا آزرد دل
کرد ما را پیش مهمانان خجل

Why did he vex the heart of my slave and put me to shame before my guests?

44
شربتی که به ز خون اوست ریخت
این زمان هم‌چون زنان از ما گریخت

He spilt a beverage that is better than his (own) blood, and now he has fled from me, like women.

55
لیک جان از دست من او کی برد
گیر هم‌چون مرغ بالا بر پرد

But how shall he save his life from my hand? (Even) suppose that he flies up on high like a bird,

66
تیر قهر خویش بر پرش زنم
پر و بال مردریگش بر کنم

I will shoot the arrow of my vengeance at his wings, I will tear out his goodfor- nothing wings and feathers.

77
گر رود در سنگ سخت از کوششم
از دل سنگش کنون بیرون کشم

If he enter the hard rock (to escape) from my pursuit, I will drag him forth from the heart of the rock just now.

88
من برانم بر تن او ضربتی
که بود قوادکان را عبرتی

I will inflict on his body such a blow as will be a warning to base scoundrels.

99
با همه سالوس با ما نیز هم
داد او و صد چو او این دم دهم

Hypocrisy to all and even to me! I will give him and a hundred like him their due at this moment.”

1010
خشم خون‌خوارش شده بد سرکشی
از دهانش می بر آمد آتشی

His (the Amír's) bloodthirsty wrath had become a rebel: a fire (of rage) was coming up from his mouth.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مصطفی را هجر چون بفراختی

خویش را از کوه می‌انداختی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 149 - قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است

اگلی نظم

آن شفیعان از دم هیهای او

چند بوسیدند دست و پای او

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 151 - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00