صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر دوم
  4. »بخش 56 - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

بخش 56 - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

How an inquirer managed to draw into conversation an eminent (saintly) man who had feigned to be mad.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
آن یکی می‌گفت خواهم عاقلی
مشورت آرم بدو در مشکلی

A certain man was saying, “I want some one of intelligence, (that) I may consult him about a difficulty.”

22
آن یکی گفتش که اندر شهر ما
نیست عاقل جز که آن مجنون‌نما

One said to him, “In our city there is nobody of intelligence except yonder man who appears to be mad.

33
بر نیی گشته سواره نک فلان
می‌دواند در میان کودکان

Look, there is (one named) so-and-so: mounted on a cane, he rides (it as a cock-horse) amongst the children.

44
صاحب رایست و آتش‌پاره‌ای
آسمان قدرست و اخترباره‌ای

He is possessed of judgment and (keen as) a spark of fire; he is as the sky in dignity, and as the stars in high estate.

55
فر او کروبیان را جان شدست
او درین دیوانگی پنهان شدست

His glory has become the (rational) soul of the Cherubim; he has become concealed in this (feigned) madness.”

66
لیک هر دیوانه را جان نشمری
سر منه گوساله را چون سامری

But you must not account every madman a (rational) soul: do not, like Sámirí, lay down your head (in worship) to a calf.

77
چون ولیی آشکارا با تو گفت
صد هزاران غیب و اسرار نهفت

When a manifest saint has declared unto you hundreds of thousands of unseen things and hidden mysteries,

88
مر ترا آن فهم و آن دانش نبود
وا ندانستی تو سرگین را ز عود

And you have not had the (proper) understanding and knowledge, (so that) you have not distinguished dung from aloes-wood—

99
از جنون خود را ولی چون پرده ساخت
مر ورا ای کور کی خواهی شناخت

How, when the saint has made for himself a veil of madness, will you recognise him, O blind one?

1010
گر ترا بازست آن دیدهٔ یقین
زیر هر سنگی یکی سرهنگ بین

If your eye of intuitive certainty is open, behold a (spiritual) captain under every stone.

1111
پیش آن چشمی که باز و رهبرست
هر گلیمی را کلیمی در برست

To the eye that is open and (as) a guide, every dervish-cloak hath a Moses in its embrace.

1212
مر ولی را هم ولی شهره کند
هر که را او خواست با بهره کند

’Tis only the saint (himself) that makes the saint known and makes fortunate whomsoever he will.

1313
کس نداند از خرد او را شناخت
چونک او مر خویش را دیوانه ساخت

No one can recognise him by means of wisdom when he has feigned to be mad.

1414
چون بدزدد دزد بینایی ز کور
هیچ یابد دزد را او در عبور

When a seeing thief steals from a blind man, can he at all detect (the identity of) the thief (who is) in the act of passing?

1515
کور نشناسد که دزد او که بود
گرچه خود بر وی زند دزد عنود

The blind man does not know who it was that robbed him, even though the wicked thief may knock against him.

1616
چون گزد سگ کور صاحب‌ژنده را
کی شناسد آن سگ درنده را

When a dog bites a blind ragged mendicant, how should he recognise that ferocious dog?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت با دلقک شبی سید اجل

قحبه‌ای را خواستی تو از عجل

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 55 - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

اگلی نظم

یک سگی در کوی بر کور گدا

حمله می‌آورد چون شیر وغا

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 57 - حمله بردن سگ بر کور گدا

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00