صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر دوم
  4. »بخش 66 - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

بخش 66 - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

How Iblís again replied to Mu‘áwiya.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گفت ابلیسش گشای این عقد را
من محکم قلب را و نقد را

Iblís said to him, “Unravel this knot (and apprehend the matter): I am the touchstone for the false coin and the true.

22
امتحان شیر و کلبم کرد حق
امتحان نقد و قلبم کرد حق

God hath made me the test of lion and cur, God hath made me the test of genuine coin and counterfeit.

33
قلب را من کی سیه‌رو کرده‌ام
صیرفی‌ام قیمت او کرده‌ام

When have I blackened the false coin's face? I am the money-changer: I have (only) valued it.

44
نیکوان را رهنمایی می‌کنم
شاخه‌های خشک را بر می‌کنم

To the good I act as guide, the dry branches I rip off.

55
این علفها می‌نهم از بهر چیست
تا پدید آید که حیوان جنس کیست

I lay these (different) sorts of fodder (before people)—for what purpose? In order that it may be seen of what kind the animal is.

66
گرگ از آهو چو زاید کودکی
هست در گرگیش و آهویی شکی

When a wolf bears young to an antelope, and there is some doubt whether it (the young one) has the nature of wolf or antelope,

77
تو گیاه و استخوان پیشش بریز
تا کدامین سو کند او گام تیز

Drop you grass and bones in front of it (and see) to which side it quickly steps.

88
گر به سوی استخوان آید سگست
ور گیا خواهد یقین آهو رگست

If it comes towards the bones, it is canine; and if it craves the grass, it is assuredly of the antelope race.

99
قهر و لطفی جفت شد با همدگر
زاد ازین هر دو جهانی خیر و شر
1010
تو گیاه و استخوان را عرضه کن
قوت نفس و قوت جان را عرضه کن

Offer grass and bones, offer the food of the flesh and the food of the spirit.

1111
گر غذای نفس جوید ابترست
ور غذای روح خواهد سرورست

If he seek the food of the flesh, he is bobtailed (worthless), and if he desire the food of the spirit, he is a (spiritual) chief.

1212
گر کند او خدمت تن هست خر
ور رود در بحر جان یابد گهر

If he serve the body, he is an ass; and if he go into the sea of the spirit, he will find pearls.

1313
گرچه این دو مختلف خیر و شرند
لیک این هر دو به یک کار اندرند

Although these twain—good and evil—are different, yet these twain are (engaged) in one work.

1414
انبیا طاعات عرضه می‌کنند
دشمنان شهوات عرضه می‌کنند

The prophets offer devotions, the enemies (of God) offer lusts.

1515
نیک را چون بد کنم یزدان نیم
داعیم من خالق ایشان نیم
1616
خوب را من زشت سازم رب نه‌ام
زشت را و خوب را آیینه‌ام

He (God) hath made me an informer and truth-teller, that I may tell where the ugly one is and where the beautiful.

1717
سوخت هندو آینه از درد را
کین سیه‌رو می‌نماید مرد را
1818
گفت آیینه گناه از من نبود
جرم او را نه که روی من زدود
1919
او مرا غماز کرد و راست‌گو
تا بگویم زشت کو و خوب کو
2020
من گواهم بر گوا زندان کجاست
اهل زندان نیستم ایزد گواست
2121
هر کجا بینم نهال میوه‌دار
تربیتها می‌کنم من دایه‌وار

Wherever I see a fruitful sapling, I foster (it) diligently like a nurse.

2222
هر کجا بینم درخت تلخ و خشک
می‌برم من تا رهد از پشک مشک

Wherever I see a sour and dry tree, I cut it down, in order that the musk may be delivered (separated) from the dung.

2323
خشک گوید باغبان را کای فتی
مر مرا چه می‌بری سر بی خطا

The dry (tree) says to the gardener, ‘O young man, why do you cut off my head without fault (on my part)?’

2424
باغبان گوید خمش ای زشت‌خو
بس نباشد خشکی تو جرم تو

The gardener says, ‘Be silent, O evil-natured one! Is not thy dryness sin enough in thee?’

2525
خشک گوید راستم من کژ نیم
تو چرا بی‌جرم می‌بری پیم

The dry (tree) says, ‘I am straight, I am not crooked: why are you houghing me (who am) without guilt?’

2626
باغبان گوید اگر مسعودیی
کاشکی کژ بودیی تر بودیی

The gardener says, ‘Hadst thou been blest, would that thou wert crooked (if only) thou wert moist (full of sap).

2727
جاذب آب حیاتی گشتیی
اندر آب زندگی آغشتیی

Thou wouldst have drawn (into thyself) the Water of Life: thou wouldst have been steeped in the Water of Life.

2828
تخم تو بد بوده است و اصل تو
با درخت خوش نبوده وصل تو

Thy seed and thy root were bad, and thou hast not been joined to a good tree.

2929
شاخ تلخ ار با خوشی وصلت کند
آن خوشی اندر نهادش بر زند

If the sour branch be joined to a sweet one, that sweetness will strike (impress itself) on its nature.’”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت امیر او را که اینها راستست

لیک بخش تو ازینها کاستست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 65 - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را

اگلی نظم

گفت امیر ای راه‌زن حجت مگو

مر تو را ره نیست در من ره مجو

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 67 - عنف کردن معاویه با ابلیس

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00