رودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 22پاره 22شاعر: رودکیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: اکہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتن از خوی پر آب و دهان پر ز خاکزبان گشته از تشنگی چاک چاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه خوش گفت مزدور با آن خدیش:مکن بد به کس، گر نخواهی به خویشرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 21اگلی نظمفگندند بر لاد پر نیخ سنگنکردند در کار موبد درنگرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 23زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبیا ای ز سر تا قدم جان پاکز هر تن خطاب تو روحی فداکجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه خوش گفت مزدور با آن خدیش:مکن بد به کس، گر نخواهی به خویشرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 21
اگلی نظمفگندند بر لاد پر نیخ سنگنکردند در کار موبد درنگرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 23