رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: رودکیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: ندصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصَرصَر هجر تو، ای سرو بلندریشهٔ عمر من از بیخ بکند2نقل کریںپس چرا بستهٔ اویم همه عمر؟اگر آن زلف دوتا نیست کمند3نقل کریںبه یکی جان نتوان کرد سؤالکز لب لعل تو یک بوس به چند4نقل کریںبفگند آتش اندر دل حسنآنچه هجران تو از سینه فگند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فَنْدلشکر فریاد، نی خواسته، نی سودمندرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 39اگلی نظممهتران جهان همه مردندمرگ را سر همه فرو کردندرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فَنْدلشکر فریاد، نی خواسته، نی سودمندرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 39