رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: رودکیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: یمندصنف: قصیدهصداکاران: دریا قلیلی، شهریار شاهیندژیآڈیودریا قلیلیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیودریا قلیلیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا کی گویی که اهل گیتیدر هستی و نیستی لئیمند؟2نقل کریںچون تو طمع از جهان بریدیدانی که همه جهان کریمند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا تو راحت جانی، معاینه، نه خبرکرا معاینه آید خبر چه سود کند؟رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 42اگلی نظماگرچه عذر بسی بود روزگار نبودچنان که بود به ناچار خویشتن بخشودرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 44آڈیوصداکار منتخب کریںدریا قلیلیشهریار شاهیندژیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور