رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: رودکیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: برچهسودکندصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمرا تو راحت جانی، معاینه، نه خبرکرا معاینه آید خبر چه سود کند؟22نقل کریںسپر به پیش کشیدم خدنگ قهر تراچو تیر بر جگر آید سپر چه سود کند؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممهتران جهان همه مردندمرگ را سر همه فرو کردندرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 41اگلی نظمتا کی گویی که اهل گیتیدر هستی و نیستی لئیمند؟رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور