صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »مثنویات
  3. »شمارهٔ 11 - حکایت

شمارهٔ 11 - حکایت

شاعر: عرفی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

صبحدمی شعبده بازی که هست

حلیه نیرنگ بناهید بست

22

گفت که ای مطرب بزم حجاز

انجمن لهو و لعب اگرم ساز

33

زهره ببازیچه دری باز کرد

انجمن عشوه گری ساز کرد

44

نغمه زنان جام و صراحی بدست

جرعه فشان گشت بهشیار و مست

55

تیز روی بود و حیا تیز بود

انجمن آلوده ما تیز بود

66

زخمه لب عود چنان میگزید

کز لب او خون جگر می چکید

77

خنده گشای لب شادی ملال

بلکه تبسم بلب غم حلال

88

نغمه ده و نغمه ستان در سماع

عمر فروشان همه ارزان متاع

99

خسته دلی بود در آن انجمن

دست و لبش قفل سماع و سخن

1010

روی بوی کرد یکی هرزه سنج

کای بصفت کارگه درد و رنج

1111

چند کسی مهر نفس نشکند

عهد طرب نیست که کس نشکند

1212

نغمه بگو تا بگشاید متاع

خیز و در اموج زنان در سماع

1313

ور نسماعی و نریزی خروش

نیم تبسم بطبر زد فروش

1414

گفت چگویم نفست گرم باد

دست و لبت چرب و زبان نرم باد

1515

من که طلاق طیران داده ام

بال و پرم نیست که افتاده ام

1616

رویم از این باده بیفروختند

صوت و سماع نوم آموختند

1717

خنده مستانه کبکم هواست

لذت پژمردگی دل بلاست

1818

حیف که شیرینی خون جگر

هر دو لبم دوخته بر یکدگر

1919

خنده زنم لیک برآسودگان

دست برافشانده ام اما بجان

2020

انکه دهد لخت جگر شکرش

زهر بود شهد تبسم برش

2121

تشنه لبم بوسه زهر لب ربود

چشمه کوثر زدمش تلخ بود

2222

برگ طرب را چه کنم غم کجاست

داغ مرا طاقت مرهم کجاست

2323

سایه داغ از سردل کم مباد

بر اثرش رغبت مرهم مباد

2424

عرفی ازین درد حلاوت فشان

در دلم آید که در این داستان

2525

یا منم آن سوخته دل یا توئی

این حد من نیست همانا توئی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود تو مقصود وجودست بس

جز تو همه گفت و شنود است و بس

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 10 - نعت حق سبحانه تعالی

اگلی نظم

ای گهر گنج ادب نام ما

وی اثر رنج طلب نام ما

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 12 - غفلت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور