صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »مثنویات
  3. »شمارهٔ 6 - در صفت رسول اکرم

شمارهٔ 6 - در صفت رسول اکرم

شاعر: عرفی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بوسه اول که کلید اثر

زد بدر گنج بدایع گهر

22

در گهر افشانی گنج آفرین

بود محمد گهر اولین

33

گرنه درش خیمه بساحل زدی

موج قدم کی بسماع آمدی

44

چون قلم صنع تحرک نمود

در رقم دایره هست و بود

55

دایره را نقطه آغاز گشت

باز بوی دایره باز گشت

66

دایه نه شاهد مستی خروش

بود زبستان عدم شیر نوش

77

کز پی آرامش او در وجود

جنبش مهدش زیدالله بود

88

آنکه نقیض آید و برهان طلب

کنت نبیا کنمش مهر لب

99

صورت او خرم و معنی نژند

هم غم و هم شادی از او سر بلند

1010

سینه درد از نفسش مست جوش

از لب اندوه تبسم فروش

1111

روی دل از شربت جان یافته

آب رخ از چشمه آن یافته

1212

جود بدر یوزه احسان او

لطف ازل مائده خوان او

1313

معتکف زاویه اتحاد

عهد ازل را گره بیگشاد

1414

گوهر گنجینه صنع ازل

روشنی دیده علم و عمل

1515

شمع مروت زوی افروخته

شعله مهرش لب خود سوخته

1616

در چمن روضه لطف ازل

رحمت او بال گشای عمل

1717

سنبل بخشایش از او تابناک

لاله آمرزش از او آبناک

1818

زو نهج شرع گرانمایه طرز

جامه لولاک بر او تنگ درز

1919

سینه او عینک عین الیقین

گیسویش آرایش حبل المتین

2020

نور وفا از اثر عهد او

سبع مثانی مگس شهد او

2121

چشمه حیوان نمی از کوزه اش

کوثر و تسنیم بدر یوزه اش

2222

حسن وی آرایش مرآت عشق

خاک درش مست مناجات عشق

2323

خنده او مرهم داغ جگر

گریه او شبنم باغ اثر

2424

معرفتش در خور آثار دوست

حیرت او زیور دیدار دوست

2525

رفعت او عالم معراج فرش

سایه تحت الثریش تاج عرش

2626

لذت ناموس دل از داغ اوست

فصل بهار ادب از باغ اوست

2727

روی وضو شسته بآب ادب

طاعت او سلسله تاب ادب

2828

چون اثر لطف حکیم ازل

ساخت شفاخانه علم و عمل

2929

داروی هر درد که بنشانده خواند

جمله برنجور دلان برفشاند

3030

حقه معجون ادبش گنج بود

زان لب موسی ارنی سنج بود

3131

روح امین با همه فرزانگی

زد علم دعوی پروانگی

3232

راز گشاینده عیب و هنر

گفت که ای بی ادب آهسته تر

3333

شمع وصالش نتوان برفروخت

سایه که پروانگیش کرد سوخت

3434

ظل الهی است ولی ظل زدای

سایه نور است ولی نورزای

3535

سایه آن نور که بی سایه است

نور در این سایه تهی مایه است

3636

گر بگشاید عدم صید بند

آنچه ز واجب بجهد از کمند

3737

مایه تقدیر بدست وی است

امر قضا میل پرست وی است

3838

ور ببرد نقص عدم از عدم

ممکن و واجب نشناسی ز هم

3939

چون نظر عقل ممیز شود

در ازلیت متمیز شود

4040

تکیه گهش بالش وحی خلیل

بالش ، مملو ز پر جبرئیل

4141

بوس لب عرش برین زیر کام

میشمرد معنی عزت حرام

4242

عرفی ازین زمزمه سیریت نیست

هیچ محابا زدلیریت نیست

4343

نعت سرایی ز لبت کم مباد

بی ادبی چون تو بعالم مباد

4444

هان جگر زمزمه را تازه کن

بی ادبی را فلک آوازه کن

4545

وصف شبی کن که کند اضطراب

بهر فدا گشتن او آفتاب

4646

بر در معنی سر بی تاج بر

تاج سر از عزت معراج بر

4747

تا دل اندیشه گدازی کنم

نامه معراج طرازی کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای طلب چشمه امید ما

ذوق فروش غم جاوید ما

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 5 - در مدح مالک قاب و قوسین

اگلی نظم

ساعتی اندوده بنور عطا

خلوتیان حرم کبریا

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 7 - معراج

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور