عرفی»قطعات»شمارهٔ 39 - سخن ناشنیدهشمارهٔ 39 - سخن ناشنیدهشاعر: عرفیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یدهبگذاریصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفیکه پرده بر سر اسرار چیده بگذاری22نقل کریںلطیفه ای به تو گویم که بعد از این به غلطعنان طبع بطالت رهیده بگذاری33نقل کریںز گوش کردنت آنگاه به بود گفتنکه در جهان سخن ناشنیده بگذاری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملطیفه ای زسر صدق گویمت «عرفی»بسنج اگر بدو نیک متاع میدانیعرفی»قطعات»شمارهٔ 38 - لطیفه◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور