صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 13 - در مدح حکیم ابوالفتح

شمارهٔ 13 - در مدح حکیم ابوالفتح

شاعر: عرفی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ورباد

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

داورا! سال نوت محفل طراز سور باد

تهنیت گویان عامت قیصر و فغفور باد

22

تا ازل سال کهن برگشته بهر تهنیت

جملگی در ساحت سال نوت محصور باد

33

از در دروازه نوروز تا میدان عید

هم چنین آرایش بازار عمرت سور باد

44

میرابوالفتح آفتاب اوج عزت نام توست

این مبارک نام یارب تا ابد مذکور باد

55

گفت رای صائبت صنعت نگار عالمم

آسمان گفت آفتاب من ترا ، مزدور باد

66

دولتت در باغ عالم گفت شهلا نرگسم

زهره گفتا چشم من چون چشم تو مخمور باد

77

هر معمائی کش افزایش بود مصداق اسم

در میان کودکان دولتت مشهور باد

88

هر لغت کاندیشه یابد بهر مفهوم ابد

جمله بر عنوان لوح هستیت مسطور باد

99

در سماعند از صریر خامه ات اسرار غیب

حشر و نشر لفظ و معنی ازدم این صور باد

1010

دولتت بر دشمنان نیش است و بر احباب نوش

نوش و نیش هر دوکون از فیض این زنبور باد

1111

نه فلک محصور باد اندر حصار دولتت

نی غلط گفتم فضای لامکان محصور باد

1212

شاخ تا کی کش بود بخت بلندت باغبان

طارم گردون شکن زان شاخه انگور باد

1313

قبضه شمشیر کینت دستگاه آفت است

سایه شمشاد رایت چشمه سار نور باد

1414

عالم عیشت که تا تطبیق شرع آید قدیم

آسمان او بهشت و زهره او حور باد

1515

عالمی هست ار جز این عالم که او را ناظم است

هم ترا با ناظمش عدل ترا مزدور باد

1616

بهر اخذ نعمت تسخیر عالم بردرت

دامن دریوزه بر کف سایه باد و نور باد

1717

گر قضا خود را شمارد دستیار حکم تو

جای تعزیر است اما گویمش معذور باد

1818

در محیط عشق موسایی که موجش دائم است

لجه قرب ترا هر موج ، کوه طور باد

1919

عشقت از بازیچه در بزمی اگر مستی کند

شیشه می را شکستن برسر فغفور باد

2020

مدح لایق مشکل است اما بملک مدح تو

رایت اندیشه روح القدس منصور باد

2121

چون دعای شاعرانه نیست عرفی بی اثر

ساده گویی کن بگو هستیت نامحصور باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سری در عهد ما سامان ندارد

کسی کو آب دارد نان ندارد

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 12 - درشکایت از وضع زمان

اگلی نظم

جهان بگشتم و دردا به هیچ شهر و دیار

نیافتم که فروشند بخت در بازار

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 14 - ترجمه الشوق در ستایش مولای متقیان علی علیه السلام

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور